تبلیغات
❤CRAZY STORY❤ - selection-part13
 
❤CRAZY STORY❤
story for kpop...
                                                        
درباره وبلاگ

سلام
به وبلاگ ما خوش اومدین
امید وارم از داستان ها لذت ببرید ^_^
مدیر وبلاگ : kimia n
نظرسنجی
کدوم داستانو بیشتر دوس دارید؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 29 فروردین 1393 :: نویسنده : kiana n
سلام بچه ها...

ادامه برید


قسمت جدید
...
http://www.upload7.ir/imgs/2014-04/21684088100617455498.jpg


جیونا:وای...چیکار کردم...

کریس از ماشین پیاده شد ک ببینه ماشین چه طور شده و اون راننده هم از ماشینش پیاده شد

-:هی...معلومه چیکار میکنی؟

کریس:ببخشید ...

جیونا تا صدای راننده ای ک بهش زده بودنو شنید خشکش زد

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

::::

-:معلوم هس داری چیکار میکنی؟

کریس:ببخشید ولی یه ماشین یهو پیچید جلومون...

-:ببینبا ماشینم چیکار کردی؟

ک همون موقع مردم اومدن و کریسو شناختن...

_:وای اون مدل معروفیه

_:اون کریس میلر نیس

_:چرا خودشه!

_:تصادف کرده

_:اون دختره کیه توماشینش

_:بچه ها...اون هموندختره ی تازه کاره

_:اره اره اسمش چی بود_:جیونا

ک همون موقع جیونا از ماشین پیاده شد و سرشو انداخت پایین و اومد ب طرف کریس وجوری ک کسی قیافشو نبینه گفن:بیا... بریم...

-:صبر کن ببینم و صورت جیونا رو گرفت بالا:یورا...

جیونا:...

بکهیون:تو...تو...اینجا...با کریس میلر...؟...؟..؟

جیونا:...

بکهیون:جیونا؟؟؟پس اسمت اینه...

جیونا:برات توضیح میدم

بکهیون:زود باش...بده...توضیح بده...

جیونا:این جا...؟

بکهیون دست جیونا رو کشید و بردش تو ماشین و با سرعت از اونجا رفتن خونه ی بکهیون

تو خونه:

بکهیون:خب...

جیونا:خب چی؟

بکهیون:بگو دیگه

جیونا:چی بگم؟وقتی منو تو بزور باهم نامزد کردیم و همه ی اینارو داریم تظاهر میکنیم...ب تو هیچ ربطی نداره ک من با کی میرم بیرون چون منوتو هیچ حسی ب  هم نداریم...اراسو؟

بکهیون:اسمت چی؟جیونا یا یورا؟

جیونا:واسه تو چ فرقی داره؟تو هر چی دوس داری منو صدا کن...جیونا...یورا ...هرچی؟

بکهیون:خب نه این ک نشد کلا جریان اسمت چیه...؟

جیونا:میخوای راستشو بگم؟

بکهیون:پس چی...

جیونا:خب راستش من اصن یورا نیستم...من لی جیونا هستم ...و فقط بخاطر بابای لوهان ...خودمو جای عشق تو جا زدم و...

بکهیون:پس همش الکی بود؟...از همون اول مشخص بود...اون یورا ای ک من میشناختم برام میمرد..(با داد)حالا چی؟حالا ک دیگهقراره باهم ازدواج کنیم؟چجوری باهم زندگی کنیم؟

جیونا:سر من داد نزن...نکه من خیلی خوشحالم...

بکهیون اومد طرف جیونا و همین جور ک داشت تو چشماش نگاه میکرد گفت:من نمیتونم با یه دختری مثه تو زندگی کنم...

جیونا اشک تو چشماش جمع شده بود گفت:وای نکه من عاشقتمو همون موقع برگشت و درو باز کرد و همین جور ک داشت میرفت بکهیونم دنبالش میومد وگفت:هنوز حرفم تموم نشده...جیونا سرعتشو بیشتر کرد و اشکاشم همینجوری پایین میومدن و در حیاطو ک باز کرد ماشین کریسو دید دمه در و کریسم بهش تکیه داده بود...جیونا رفت و سوار ماشین شدو در ماشینو بست...بکهیونم رفت ودره ماشینو باز کرد و گفت :پیاده شو...و دست جیونارو گرفت و از ماشین پیادش کرد...

جیونا:ولم کن...

بکهیون همین جور  دست جیونا رو گرفته بود و داشت سعی میکرد باخودش ببرش تو خونه

جیونا اخر بزور دستشو کشید و اشکاشو پاک کرد و گفت:مگه کری.؟؟؟

بکهیون باداد:نه.تو مثه این ک کری!

کریس:سرش داد نزن...

بکهیون:برو بابا...تو دیگه چیکاره ای اینجا؟

کریس:هرچی...تو حق نداری سرش داد بزنی...

بکهیون رفت و یقه ی کریسو گرفت و گفت:اون نامزد منه...بتو ربطی نداره...اراسو؟

جیونا اومد و بکهیونواز کریس جدا کرد و گفت:چیکار اون داری؟

بکهیون:تو جواب سوال منو بده

جیونا:حالا ک کاریه ک شده...چیکار کنم؟ها؟

بکهیون:شما زندگی منو خراب کردین...

جیونا:ن ک زندگی من چیزی ازش مونده؟

کریس:جریان چیه؟

جیونا:هیچی تو برو...

بکهیون:میدونی بابای لوهان چی گفته...گفته تا هفته ی دیگه باید عروسی کنیم...

جیونا:من چیکار کنم من کهر چی ب بابای لوهان گفتم من یورا نیستم...باور نمیکرد بعدش لوهان گفت ک واسه یه مدت نقش یورا رو بازی کنم ... والانم ک اینجوری شده

بکهیون:خیلی نامردی ... همتون...خیلی نامردین

جیونا :بازم متاسفام

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

تو خونه ی ویکی:

ویکی داشت شام درس میکرد ک در خونش در زدن

وقتی رفت درو باز کرد جسی و یونگ و مینهیوک و ژیومین و هیونا بودن

ویکی:اوووووووو...چیشده همه یهو یاد من کردید؟

ژیومین:اومدیم تا باهم بریم استخر

ویکی:پس بیاین تو تا من برم اماده شم...

و همه اومدن تو و ویکی هم رفت و اماده شدوباهم رفتن استخر

همه مایو هاشونو پوشیدن و رفتن تواب

ویکی:فقط خودمونیم؟

یونگ:اره

ک همون موقع ژیومین هم اومد و خودشو پرت کرد تو ابا و همه خیس شدن

همه:یاااااااااااااااااااا

ک هیونا هم اومد

همه:اووووووووووووووووووووووووووو

ژیو:مرگ... چشاتون دراد...

جسی:یونگ مراقب باش چشات در نیاد...

یونگ:ههه...البته به خوش اندامیه تو ک نیس عزیزم...

جسی:اونو ک میدونم

یونگ:پس اگه میدونی چرا عصبانی میشی؟

جسی:فک کردم تو نمیدونی

ویکی:بسه دیگه دعوا نکنین....هیونا...بیا مسابقه . شروع کرد ب شنا کردن...

و رسید و اون ور استخر

هیونا هم چند لحظه بعد رسید

ویکی:من بردم

هیونا در حالی ک نفس نفس میزد:قبول.نیس.تو زود تر...شروع کردی

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::

خب اینم از این قسمت

بچه ها شنیدین ک کشتی کرهای غرق شده و خیلی ها هنوز پیدا نشدن

و واسه همین خاطر اکسو ام وی شونو ندادن ولی توکنسرت ژاپنشون اجرا کردن

اینم عکس بک در کنسرت ژاپن

http://www.upload7.ir/imgs/2014-04/35495487031463478816.jpg

http://www.upload7.ir/imgs/2014-04/61217686259148217671.jpg

و تولد جسیکا جونم مبارک

ایشالا 10000000000ساله شه تو سونیوشیده باهم باشن

http://www.upload7.ir/imgs/2014-04/86555295311653900991.jpg

خب دیگه بابای

راستی نظر بدین تا رمز دار نشه





نوع مطلب : Selection (انتخاب)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جمعه 5 اردیبهشت 1393 01:51 ق.ظ
عالییییییییییی بووووود
kiana nممنون
چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393 04:43 ب.ظ
سلام آجی جانم آره شنیدی 150 نفر کشته شدن .
تولد جسی رم خودم زود تر تبریک گفتم .
kiana nبلیییی
شنبه 30 فروردین 1393 03:32 ب.ظ
عالییییییییییییی بود
تولد جسی جونم مبارککک
بیشتر بذار
kiana nمرسی فدات
جمعه 29 فروردین 1393 10:20 ب.ظ
بکهیون بدبخت ... از همون اولم لیاقتشو نداشتی
... خاک
چهار خط ...
عالی بود
kiana nاون ک بله...100در 100
هیچ کس لیاقتشو نداره
ممنون
جمعه 29 فروردین 1393 10:18 ب.ظ
اوریننن خواهر
خاک بر سرت
kiana nخیلی ممنون
بازم ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر