تبلیغات
❤CRAZY STORY❤ - Love is beautifulقسمت سی و هشتم
 
❤CRAZY STORY❤
story for kpop...
                                                        
درباره وبلاگ

سلام
به وبلاگ ما خوش اومدین
امید وارم از داستان ها لذت ببرید ^_^
مدیر وبلاگ : kimia n
نظرسنجی
کدوم داستانو بیشتر دوس دارید؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پنجشنبه 21 فروردین 1393 :: نویسنده : saba
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام

http://upload7.ir/imgs/2014-04/64870116647813398356.jpg

ادامه...

عشق زیبا38

2سال بعد........

سویون:سلام تیفانی تویی؟

تیفانی:سلام....خوبی؟

سویون:آره بیا تو.......

تیفانی:چه خبرا چیکار میکنی با این وروجک.....

سویون:هی...میگذرونیم.....

تیفانی:دیگه امروز فردایی باید بیاد....نه؟

سویون:آره 4روز دیگه.....

تیفانی:اسمشو چی میذاری؟

سویون:کای....

تیفانی:قشنگه....راستی...شوهرت کجاست؟

سویون:هون؟....دیگه الاناست که بیاد.....تو چه خبر..نمیخوایی ازدواج کنی....؟

تیفانی:چرا...اومدم بهت کارت بدم......

سویون:جدی؟؟؟کِی هست؟؟؟؟

تیفانی:هفته ی بعد.....

سویون:اِ اِ....چه زود....

تیفانی:از شما که زود تر نبوده....راستی...هونا و جسیکا روهم دیدی؟

سویون:پیش پای توی زنگ زدم بیان اینجا....حوصلم سر رفته بود....دیگه الاناست که بیاد....

که در زدن....

تیفانی:من باز میکنم....

سویون:کیه؟

تیفانی:هونه....

هون:سلام...

سویون:سلام خسته نباشی....

هون:ممنون...بخشید من یکم خستم میرم بخوابم...

تیفانی:باشه راحت باش....

که دوباره زنگ زدن و هونا و جسیکا اومدن....

همه نشسته بودن و حرف میزدن..

هونا:بچه ها...یه خبر....

جسیکا:چی؟

هونا:من...حامله ام...

تیفانی:اووووووووو..مبارکه...

سویون:چند وقتشه....؟

هونا:4 ماهشونه...

سویون:یعنی تو الان 5 ماهه رفتی گردش؟

هونا:آره...

جسیکا:ماهشونههههههههههههههه؟

هونا:آره بچهام.....

سویون:چند تا هستن....

هونا:2تا......

تیفانی:اوووووووووو....مبارکه....مبارکه....

هونا:ممنون...

جسیکا:یادمون باشه به کوین هم تبریک بگیم....

سویون:آره....

هونا:نمیخواد تبریک بگین...

جسیکا:چرا؟؟؟

هونا:شوخی کردم بابا شما ها هم که منتظر فرستین...

تیفانی:ای تو دهنت....

هونا:نکه من....

سویون:فقط سکوت کن....

تیفانی:جسیکا تو چی؟خبری نیست؟

جسیکا:نه بابا مگه بیکارم؟کِیف دنیا رو میکنم

سویون:به خدا......

خلاصه دو روز گذشت و توی این دو روز هون خیلی توی خودش بود یه روز سویون رفته بود خرید و وقتی اومد خونه

خدمتکار:ببخشید خانوم مهمون دارین...

سویون:دوستام؟

خدمتکار:نه....یه خانومی هستن....با یه بچه...

سویون:بچه؟؟؟

و وقتی رفت توی اتاقشون اونا اونجا بودن...

سویون:سلام....ببخشید شما؟

خانومه از سر جاش بلند شد و روبه سویون:من سانی هستم زن هون....!!!

سویون:چند د قیقه همینطوری مونده بود:ب....بله؟

سانی:درست شنیدی....من زن هونم و تو اومدی و زندگیه مارو بهم ریختی....

سویون:ب...ببخشید...

سانی:چیه ؟خشکت زده؟دوسال پیش که تو وارد زندگیمون شدی زندگیمونو خراب کردی....

سویون:خ..خانوم اگرم بوده2سال پیش بوده چرا الان اومدی؟

سانی:تا انتقاممو ازتون نگیرم ولتون نمیکنم....این بچه نباید پدر داشته باشه؟

سویون:ا....این بچه ی هونه؟؟؟؟؟؟؟؟

سانی:آره....

سویون که حالش بد شده بود بازم خودشو نگه داشت:پاشو از خونه ی من برو بیرون....پــــــــاشو

سانی:اینجا خونمه کجا برم.....

سویون کم کم داشت از حال میرفت که هون اومد

هون:س...سلام....چه خبره اینجا.....ایشون کین؟

سویون:هه.....یادت نمیاد.....زن و بچتو یادت نمیاد...

هون که همینطوری مونده بود:زن و بچه ی مـــــــن؟

سانی:هون عزیزم کجا بودی فکر نکردی بعد تو ما باید چجوری زندگی کنیم

هون:این حرفا چیه؟من تا به حال توی عمرم یه بارم شما رو ندیدم ... آقای هان....بیا ایشونو ببر بیرون....زود

سانی:چی؟من ....من انتقاممو از همتون میگیرم.....یادتون باشه

هون:برو بیرون ببینم خانوم...سویون...سویون حالت خوبه؟

سویون:تو هم همراهش برو بیرون....

هون:عزیزم...

سویون:گفتم برو بیرون....برو....برو پیش زنت....برو گمشو نمیخوام ببینمت.....

هون:وایستا بهت بگم من.....

سویون:برو بیرون تا یه بلایی سر بچمون نیاوردم برو.....

هون با عصبانیت از خونه رفت بیرون....

سویون همینطوری که وایستاده بوده از روی عصبانیت تمام چیز میزای اتاق رو بهم ریخت و سریع رفت بیرون شیشه های ماشینه هون رو شکست و با خستگی داشت میرفت توی خونه که یهویی دردش اومد....

____________________________________

فعلا.....

بای بای....

 





نوع مطلب : LOVE IS BEAUTIFUL (عشق زیبا )، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 27 شهریور 1396 10:06 ب.ظ
Hello there! I know this is kind of off topic but I was wondering which blog platform are you using for
this site? I'm getting tired of Wordpress because I've had problems with hackers and I'm looking at
alternatives for another platform. I would be great if you could point me in the direction of a good platform.
پنجشنبه 2 شهریور 1396 01:06 ب.ظ
May I simply say what a relief to uncover someone who genuinely understands what they're talking about
on the web. You actually know how to bring a problem to light and
make it important. More and more people really need to read this and understand this side of
your story. I can't believe you're not more popular since you surely possess the gift.
شنبه 14 مرداد 1396 04:32 ب.ظ
Excellent weblog right here! Additionally your web site rather
a lot up fast! What host are you using? Can I
get your associate hyperlink to your host? I wish my web site loaded up as
quickly as yours lol
دوشنبه 25 فروردین 1393 05:48 ب.ظ
پرفکت مثل همیشه
saba مرسی آبجی جونی
پنجشنبه 21 فروردین 1393 11:23 ب.ظ
خیلی باحال بوووود
saba ممنون کیسنا جون
خخخخخخخ اسمتو نگاه
پنجشنبه 21 فروردین 1393 08:32 ب.ظ
اخیشششششش
اب از سرم گذشت
حالا هر کار بخوام با تو تو داستان می کنم
saba واییییییییییییییییی
یادم نبود این قسمت رو ندارم
آهههههههههههههه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر