تبلیغات
❤CRAZY STORY❤ - LOVE IS BEAUFIFULقسمت سی و چهارم
 
❤CRAZY STORY❤
story for kpop...
                                                        
درباره وبلاگ

سلام
به وبلاگ ما خوش اومدین
امید وارم از داستان ها لذت ببرید ^_^
مدیر وبلاگ : kimia n
نظرسنجی
کدوم داستانو بیشتر دوس دارید؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 14 اسفند 1392 :: نویسنده : saba
سلام به همگی
تازگیا خعلی فعال شدم
قسمت جدید...
http://upload7.ir/imgs/2014-03/46320702107560395367.jpg

ادامه....

عشق زیبا

شب همه نشسته بودن داشتن تلوزیون میدیدن که سویو یهویی حالش بد شد

سویو:اوغ....اوغغغغغغغغغغغ

و سریع رفت توی دستشویی .....

جسیکا:سویو!!....چطور شد یهو.....

تیفانی:نکنه.......

همه o_Oداشتن به دونگهو نگاه میکردن

دونگهو:ا ... ای بابا چطور شد.....

که بچه ها رو دید....

دونگهو:چیه؟؟؟؟؟؟

ایلای:خجالت بکش فسقلی......

دونگهو:چتونه شما؟چرا؟؟

کیسوپ:میذاشتی زنت میشد بعد....

دونگهو یکم فکر کرد

دونگهو:نه.......نه به خدا.....به جان شما ها من اصلا بهش دست نزدم.....

کوین:معلومه....

ای جی:منحرف.....

دونگهو:ای بابا چرا اینقدر فکرای بد بد میکنین؟

که سویو از دستشویی اومد.....

هونا:خوبی؟

سویو:آره....فقط میرم یکم استراحت کنم......

تیفانی:آخی.....تویه این 9ماه چه زجری باید بکشه....

دونگهو:ای بابا چی میگید......

هونا:ما چی میگیم؟تو چی میگی؟تو که بهش دست نزده بودی؟

دونگهو:خب نزدم...

تیفانی:پس چطور اینطوری شده؟

جسیکا:ای بابا شاید مسموم شده.......

که سویو از اتاق اومد بیرون

سویو:من هندونه میخوام........

هونا:بفرما....بازم بگو من بهش دست نزدم......

دونگهو:سویو؟حالت خوبه؟

سویو:آره فقط یکم هندونه میخوام......

سویون:بفرما......خانوم ویار کرده.......

سویو:ویار؟مگه من.......ح*ا*م*ل*ه*ا*م؟

تیفانی:خودت باید بهتر بدونی.......

دونگهو:نهههههههههههههههههههههه.....

بعد دست سویو رو کشید و بردش توی اتاق...

هونا:ای بابا ضایست دیگه......

کوین:عجب مارمولکیه این دونگهو......

ایلای:نچ نچ نچ ...عجبا...

که دونگهو اومد بیرون....

پشت سرشویکم خاروند.....

دونگهو رو به پسرا:بچه ها......میشه یکیتون در حقم یه لطفی کنین؟

پسرا یکم نگاش کردن

هون:ببخشید من یکم خستم......

ایلای:منم باید برم به یکی زنگ بزنم

دونگهو نگاه کرد به کیسوپ

کیسوپ:چی؟؟؟؟؟؟اصلا فکرشم نکن.....

و پاشد رفت

دونگهو:عجب دوستای با معرفتی داریم ما......

و کوین و سوهیون موندن.......

کوین نگاه کرد به سوهیون

سوهیون:چیه؟؟؟؟؟؟

کوین:هیونگ.........

سوهیون:کتک میخوایی بگو....

دونگهو:کوین خواهش میکنم.....

کوین:ای بابا چرا خودت نمیری....؟

دونگهو:همین یه بار....

کوین :خب حالا چی میخوای؟

خلاصه کوین رو به زور برن دم داروخونه......

کوین:دونگهو:خدا مرگت بده.....خدا ذلیلت کنه....هیچ وقت نمیبخشمت....خدا از حقت نگذره.......

دونگهو:برو دیگه الان کسی هم نیست.....

یه شال پیچید روی دهنش یه عینک دودی هم گذاشت روی چشماش برای اینکه شناسایی نشه و رفت توی مغازه

کوین رفت پیش خانوم فروشنده....

کوین:ببخشید.....

خانوم فروشنده:بله .... چیزی احتیاج دارین؟

کوین:ببخشید و سرشوبرد نزدیک سر فروشنده

خانوم فروشنده یه نگاهی به کوین کرد....

کوین:واسه خواهرم میخوام....

خانوم فروشنده:بعله....

و رفت براش اون چیزی رو میخواست آورد و داد به کوین.کوین پولشو حساب کرد و داشت میومد بیرون که عطسش گرفت...

شال روزد کنار تا جلوی دهنشو بگیده بعد عینکش پرت شد جلوی پاش....

دو تا دختره همون موقع جلوش بودن که اونو دیدن

-:وایی ببین.....

-:اون اوپا کوین نیست؟؟؟؟؟

-:اوپاااااااااااا

و سریع رفتن پیشش.....

کوین:ییخشید اشتباه گرفتید....

که همینطور زیاد شدن....

کوین:کـــــــــــمک.......من کوین نیستم ولم کنین....

و خودشو به زور به ماشین رسوند و سوار شد و سریع رفتن....

کوین:اوف مردم....

ایلای:حالا گرفتی؟

کوین:آره بابا...(یکم فکر کرد)....هی.........خاک توسرم......

طرفدارا...

-:اه نشد یه امضا هم بگیریم.......

-:ببین....اون چیه!؟

-:اون مال اوپا کوین نبود....؟!!

-:چرا مال خودشه

و پلاستیک رو برداشتن

-:هییییییییییییییییییی..!!!!!

-:او...اون....یه تست بارداری نیست؟؟؟؟

-:اوپاااااااااااااا کوینننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن......

تو خونه......

کیسوپ:گند زدی کوین.....

هون:فردا اسمتو همه جا مینویسن.....

سویو:اما بچه ها من شدیدن بهش احتیاج دارم......

هونا:خب من میرم بگیرم.....

و هونا رفت یکی خرید و اومد خونه....

هونا:بفرما...کاری داشت؟

کوین:خب تو دختری....منه پسر تست بار داری میخوام چکار....

هونا:به هر حال.....

سویو رفت دستشویی و وقتی اومد..........

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اینم از این قسمت

مرسی از نظراتتون

بهم روحیه میدین

بای بای♥





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شنبه 1 مهر 1396 03:38 ب.ظ
Do you mind if I quote a couple of your articles as long
as I provide credit and sources back to your website? My blog site is in the very same area of interest as
yours and my users would certainly benefit from a lot of the information you present
here. Please let me know if this ok with you.
Thank you!
دوشنبه 27 شهریور 1396 01:03 ق.ظ
What's up, after reading this amazing article i
am too cheerful to share my experience here with friends.
چهارشنبه 7 تیر 1396 09:27 ب.ظ
I'm not sure why but this site is loading very slow for me.
Is anyone else having this problem or is it a issue on my end?
I'll check back later and see if the problem still exists.
یکشنبه 20 فروردین 1396 11:30 ب.ظ
Thanks for finally talking about >❤CRAZY STORY❤ - LOVE IS BEAUFIFULقسمت سی و چهارم <Liked it!
شنبه 17 اسفند 1392 03:22 ب.ظ
salam onii man asheghe in dastanam .kheyli ghashange :) ghesmate baadi ghesmate akhare?????
saba نه هنوز مونده
مرسی نظر لطفته عسیسم
جمعه 16 اسفند 1392 11:08 ب.ظ
خاکککککک تو سرتتتتتتتتت بشه بمیری توووووووووووووووووووووووووووووووو
کصافططططططططططططططططططططططط
خب نگفتی الان طرفدارا فک می کنن من حاملم ؟
ای بابا عجب گیری کردیم
بعدشم مگه اون دست نزده بود
چی شد یهووووو
زن یکی دیگه حاملست من باید جورشو بکشم
ای خدااااا
saba غر غر....
چه به خودت میگیری.....
مگه تو قراره به كوین برسی؟؟؟؟؟
ببخشید در حال حاضر بنده نویسنده هستم......
و من میگم كه كی به كی برسه....
جوجه رو آخر پاییز میشمرن....عسیسم
غر غر غر غر.......
پنجشنبه 15 اسفند 1392 11:16 ب.ظ
عالی بود
خخخخخخخ بدبخت کوین ....
saba مرسی
فلک زده....
پنجشنبه 15 اسفند 1392 02:00 ب.ظ
man behet rohiye midam
kob bod
kheyli khob bod
kheyliii kheyli kheyli khob bod
ali bod
kheyli alii bod
keyli kheyli alii bod
kheyli kheyli kheyli aliii bod
mesle esme dastanet beautiful bod
vali to be man rohiye ne midi vaghti yek zare ham to dastanet harf nemizanam nakone ke man lalam???????hiiiiiii eli tarsindam lal shodam hehehe
saba مررررررررررررررررررررسی عقشم
ببخشید یادم میره.....
ایشاالله قسمت بعدی جبران میکنم
پنجشنبه 15 اسفند 1392 05:09 ق.ظ
سلام سبا جونم عالی بود عزیزم
saba مرسی عسلم
لطف داری
چهارشنبه 14 اسفند 1392 10:05 ب.ظ
خیلی خشنگ بود
saba مرسی عسیسمممم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر